«پیسمیکر» یه نوع کاملاً جدید از ابرقهرمان رو به دنیای دیسی معرفی کرد
فصل دوم «پیسمیکر» با قسمت «بازگشت به بخیه» وارد نیمه دوم هشت قسمتی خودش شد و یه رویارویی حماسی، خونین و خیلی مورد انتظار بین دوتا شخصیت رو به نمایش گذاشت. کریس اسمیت توسط ریک فلگ پدر دستگیر شد، همون مأمور دولتی که برای انتقام مرگ پسرش که تو فیلم «جوخه انتحار» دیده بودیم، اومده بود. فلگ کریس رو تا سر حد مرگ کتک زد و کریس هم که از شرم و گناه و اون تربیت وحشتناکش داغون بود، حاضر نشد از خودش دفاع کنه. رد سنت وایلد خبیث هم تفنگش رو به سمت شخصیت محبوب همه تو «پیسمیکر»، یعنی ایگلی، نشونه گرفته بود. خیلی خندهداره که قسمت قبلی، بهترین پیچش این قسمت رو لو داده بود. رفیق پرنده وفادار کریس، در واقع، یه ابرقهرمانه با تمام قدرتهای عقاب برتر (یا عقاب اولیه).
شخصیت اصلی این سریال به سال ۱۹۶۶ برمیگرده و توسط جو گیل و پت بویِت برای شرکت کمیک چارلتون خلق شده. چارلتون علاوه بر پیسمیکر، شخصیتای بلو بیتل، کوئسشن، نایتشید، تاندربولت و کاپیتان اتم رو هم معرفی کرد و کمیکهای عاشقانه و ترسناک هم منتشر میکرد. با اینکه هیچوقت به اندازه دیسی یا مارول بزرگ نبود، ولی شخصیتای چارلتون به تعریف کردن عصر نقرهای کمیکها کمک کردن. با این حال، با وجود اون همه دستیار بچه و حیوان خانگی ابرقهرمان تو اون دوره، ایگلی یه شخصیت اورجینال از خود جیمز گانه. وقتی چارلتون تو سال ۱۹۸۳ ورشکست شد، دیک جوردانو رفت به دیسی و حق امتیاز شخصیتای مورد علاقهش رو دونهای ۵۰۰۰ دلار خرید. آلن مور میخواست از این شخصیتای خاص ولی نمادین چارلتون برای کمیک «واچمن» استفاده کنه، ولی سرنوشتشون این بود که به دنیای اصلی دیسی ملحق بشن. با این حال، اون مینیسریال مور و دیو گیبونز یه تحول بزرگ تو کمیکها ایجاد کرد. دیگه از اون داستانای مسخره و خیالی و اون آدم بدا و دستیارای عجیب و غریب خبری نبود. شخصیتها و داستانها جدیتر شدن، مثل این جزئیات که پدر کریس اسمیت یه شرور نازی بود. پس، در حالی که «پیسمیکر» اون لحن تاریک و بالغی که از داستانایی مثل «واچمن» به وجود اومده رو بغل میکونه، داشتن قدرتای عقاب برتر توسط ایگلی نشون میده که دنیای دیسی جیمز گان، همونقدر هم خالص و عصر نقرهایه.
مسخرهترین شخصیت فصل دوم «پیسمیکر» متا-هیومنها رو بهتر از حد انتظار میفهمه
مایکل روکر یه سابقه کاری طولانی با گان داره و تقریباً تو هر چیزی که اون کارگردانی کرده، حضور داشته. اون با نقش یاندو، اون دزد فضایی بیادبی که سعی کرد پیتر کوییل رو از دست پدرش نجات بده ولی هی هم به پسرک میگفت نزدیک بود بخورتش، به یه نماد تو دنیای مارول تبدیل شد.
اولین عکسی که از فصل دوم «پیسمیکر» به طور عمومی منتشر شد، از پشت سر روکر تو نقش رد سنت وایلد بود که دورش رو یه انرژی آبی عجیب گرفته بود. با این حال، وقتی سریال اون رو معرفی کرد، اون یه جور جادوگر نبود، بلکه یه دلقک بیفرهنگ بود که عقاب میکشت. جیمز گان قبل از شروع فصل، بیشتر درباره این شخصیت توضیح داد: «رد سنت وایلد بهترین شکارچی عقاب دنیاست… که تو یه مأموریته برای کشتن… ایگلی احتمالاً محبوبترین شخصیت فصل اول بود و به همین خاطر تو فصل دوم، داستان خودش رو با دشمنش داره که هیچکس جز مایکل روکر نفرتانگیز نقشش رو بازی نمیکونه.»
به لطف هل دادن جان اکونوموس، سنت وایلد اولین شلیکش به ایگلی رو از دست داد و این هکر بدشانس بهش گفت «یه عقاب دیگه» اون رو هل داده. سنت وایلد که از زخم سرش خون میومد، گفت که کار کردن عقابها با هم نشونه اینه که ایگلی «عقاب اولیه» هست، کسی که «روی همه عقابهای دیگه حکومت میکونه.» اون حتی به افسانههای مردم بومی هم اشاره کرد، هرچند که اون تلفظهای غلط و بیمعنیش باعث شد همه چیز مسخره به نظر بیاد. فقط آخر اون قسمت بود که سنت وایلد لباساش رو درآورد، یه رقص ناجور دور آتیش کرد و نه تنها قدرت جادویی رو احضار کرد، بلکه ازش برای پیدا کردن ایگلی استفاده کرد. فقط اونایی که حسابی از کمیک، مخصوصاً داستانسرایی عصر نقرهای، سر در میاوردن، فهمیدن که این یعنی ایگلی، در واقع، یه جور متا-پرنده با قدرتای خودشه. حالا که به عقب نگاه میکنیم، همه چیز منطقی به نظر میرسه.
«بازگشت به بخیه» هوشمندانه سعی میکونه تماشاچیها رو قانع کنه که ایگلی واقعاً تو خطره. اول، یه روباه کوچولوی کامپیوتری بامزه بعد از خوردن طعمه سمی سنت وایلد میمیره. دوم، این شکارچی به یه عقابی که داره پرواز میکونه با یه تفنگ گنده شلیک میکونه و اون مرده از آسمون میفته. فقط بعد از اوناست که ایگلی قدرتهاش رو نشون میده و به یه ارتش از پرندههای همنوعش دستور میده که سنت وایلد رو تیکه پاره کنن. با این حال، با وجود اینکه قدرتای جادویی خودش اون رو به هدفش رسونده بودن، سنت وایلد هم غافلگیر شده و هم از این «عقاب برتر» وحشت کرده. این یه شوخی باحاله، ولی همچنین بخشی از داستان اصلی دنیای دیسی هم هست.
ایگلی «عقاب برتر» هست، یعنی کریپتو تنها ابرقهرمان حیوون تو دنیای دیسی نیست
تو سال ۲۰۲۲، موقع تبلیغ فصل اول، گان به بازیگرا گفت که ایگلی قراره گوی سبقت رو از پیسمیکر بدزده و «ستاره» واقعی سریاله. کریس هنوزم همون مأمور خشن برای صلح بود که طرفدارا تو «جوخه انتحار» دیده بودن و همچنین یه احمق مغرور هم بود. با اینکه جذابیت جان سینا روی صفحه خیلی زیاده، ولی عشق ایگلی به شخصیتش کمک کرد تا همدردی تماشاچیها رو به دست بیاره. در واقع، لئوتا آدبایو با بازی دانیل بروکس، دید که ایگلی زخمی پیسمیکر رو بغل میکونه و این بهش انگیزه داد تا بقیه تیم رو برای نجات دادن دنیا از دست پروانهها تشویق کنه. ایگلی همیشه مهم بود.
به همین ترتیب، کریپتو، سگ ابرقهرمان، هم نقش مهمی تو فیلم «سوپرمن»، یعنی همون معرفی بزرگ به این دنیای جدید، داشت. این سگ به حس و حال کلی عصر نقرهای فیلم اضافه میکرد، ولی فقط یه حقه نبود. اون سگ کریپتونی بدجنس و قدرتمند، یه لنگر عاطفی مهم برای شخصیت کل-ال بود. اون قراره بخشی از فیلم «سوپرگرل» هم باشه و گان ممکنه اون رو مثل کاری که فیلم «زن فردا» کرد، تو چند صحنه اول کنار نذاره. از اونجایی که این سگ از سیاره اونها میاد، «منطقیه» (نسبتاً) که قدرتای سوپرمن و سوپرگرل رو داشته باشه. ایگلی یه حیوان خانگی ابرقهرمان بومیه و همزمان یه لنگر عاطفی برای همکارای انسانیش هم هست.
اوایل فصل دوم «پیسمیکر»، تماشاچیها ایگلی رو در حال کار دیدن، وقتی که یه گروه از مأمورای آرگوس رو از پا درآورد. اینکه اون موقع نفهمیدیم اون یه ابرقهرمانه، یه جور کوری نسبت به پرندههاست که بیشتر تماشاچیها رو تحت تأثیر قرار داد. پیسمیکر، مثل بتمن، فقط یه آدم معمولیه با مهارتهای خیلی خوب و بدون ترس. برخلاف ایس، سگ خفاشی، حیوان خانگی دستیارش قدرت داره و ممکنه یه جور خدای حیوانی باشه یا نباشه. پس، نه تنها ایگلی احتمالاً برای سه قسمت آخر از هر آسیبی در امانه، بلکه این افشاگری همچنین نشون میده که دنیای دیسی ممکنه پر از حیوونای ابرقدرت باشه.
جیمز گان عاشق حیووناست و تو تاریخ دیسی کلی حیوون هست که میتونه بهشون جون بده
جیمز گان به خاطر شخصیت عمومیش، مدام عشقش به حیوونا رو ابراز میکونه و این حساسیت، میشه گفت الهامبخش مهمترین فیلمش شد: «نگهبانان کهکشان». در حالی که راکت راکون راهش برای پیدا کردن داستان اون فیلم بود، تصور کردن سگ نجات یافته جدیدش، اوزو، با ابرقدرتها، به کریپتو منجر شد که اینجوری بود که اون شروع به ساختن داستان برای «سوپرمن» کرد. حتی ایگلی هم از دوستی واقعی (با بغل) بین یه عقاب به اسم «آزادی» و یه نویسنده به اسم جف گایدری الهام گرفته شده. انگار برای تعریف کردن داستانهای شگفتانگیز انسانی درباره شخصیتهایی که اغلب از سیارههای دیگهان، گان باید با حیوونا شروع کنه. خوشبختانه، دیسی کمبود حیوان خانگی ابرقهرمان که اون بتونه تو فیلم یا سریال اقتباس کنه، نداره.
قدرتای جدید ایگلی به «پیسمیکر» یه کم از اون حال و هوای عصر نقرهای که تو «سوپرمن» هست رو میده. روی نیمکت دیسی، یا شاید زیر سایهش، چندتا گزینه عجیب و غریب نشستن. آکوامن «توپو» رو داره، یه اختاپوس با قدرت، دوام و هوش تقویت شده. با اینکه اون و کریپتو میتونن پرواز کنن، ولی سوپرگرل میتونه برای سواری گرفتن از «کامت»، اسب ابرقهرمان، کمک بگیره. «استریکی»، گربه ابرقهرمان و «بپو»، میمون ابرقهرمان، هم حیوانات خانگی خانواده سوپرمن رو کامل میکنن. کاپیتان مارول، قهرمانی که دیسی از کمیکهای فاست خرید، به رفیقش، «هاپی»، خرگوش ابرقهرمان، تکیه میکرد.
همینطور که کمیکها از عصر برنز به امروز گذار کردن، حیوانات خانگی ابرقهرمان کاملاً ناپدید نشدن. سریال «سوپر فرندز» به بچهها «واندر داگ» رو داد و دنبالهش هم «گلیک» رو معرفی کرد، یه میمون فضایی که همونقدر که کارای قهرمانانه میکرد، شیطنت هم میکرد. فیلم انیمیشنی سال ۲۰۲۲ به اسم «لیگ ابرحیوانات خانگی دیسی» که از «لژیون ابرحیوانات خانگی» عصر نقرهای الهام گرفته بود، این شخصیتها رو به نسل جدیدی از بچهها معرفی کرد. ولی جیمز گان ممکنه به سراغشون بره، هم به عنوان نقاط عطف روایی احساسی و هم، انگار، به عنوان ابرقهرمان. وضعیت ایگلی به عنوان عقاب برتر، یه نوع جدید از ابرقهرمان رو وارد دنیای دیسی میکونه، ولی احتمالاً اون آخری نخواهد بود.